خانه / کنفرانس / خطبه قاصعه نهج البلاغه (تکبر عامل بدبختی بدترین های خلق)
TAKABOR

خطبه قاصعه نهج البلاغه (تکبر عامل بدبختی بدترین های خلق)

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع : خطبه قاصعه نهج البلاغه (تکبر عامل بدبختی بدترین های خلق)

بخش مجری کنفرانس : دشمن شناسی و مباحث ایدئولوژیک

استاد ارائه دهنده: جناب آقای محمد مهدوی

1

آخرین مبحث جلسه قبل:

قابیل

هفت طبقه جهنم :

3

صندوق‏هاى هفتگانه در آتشند . (الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏۲، ص: ۱۰۳)

اسحاق بن عمار از امام کاظم (ع) نقل میکند که در یک حدیث طولانى فرمود :

اى اسحاق در جهنم یک وادى است که به آن «سقر» گفته میشود و از وقتى که آفریده شده نفس نکشیده است، اگر خداوند به او اجازه نفس کشیدن به اندازه یک نخ بدهد، آنچه روى زمین است، همه میسوزند و اهل جهنم از حرارت و بوى گند و پلیدى این وادى و آنچه خداوند در آنجا براى اهلش آماده کرده، (به خدا) پناهنده میشوند.
و در آن وادى کوهى است که تمام اهل این وادى از حرارت و بوى گند و پلیدى آن و آنچه خداوند در آنجا براى اهلش آماده کرده (به خدا) پناهنده می‏شوند.
و در آن کوه درّه‏ اى است که همه اهل آن کوه از حرارت و بوى گند و پلیدى آن و آنچه خداوند براى اهل آنجا آماده کرده (به خدا) پناهنده میشوند
و در آن دره چاهى است که اهل این درّه از حرارت و بوى گند و پلیدى آن و آنچه خداوند در آنجا براى اهلش آماده کرده (به خدا) پناهنده میشوند
و در آن چاه مارى است که تمام اهل چاه از خباثت و بوى گند و پلیدى آن مار و سمّى که خداوند در نیش آن براى اهلش آماده کرده (به خدا) پناهنده میشوند، در شکم این مار هفت صندوق است که پنج صندوق از امّت‏هاى پیشین و دو صندوق از این امّت است.

گفتم:
فدایت شوم آن پنج تا و آن دو تا کدامند؟

فرمود:
آن پنج نفر :

  • قابیل‏ است که هابیل را کشت
  • و نمرود است که با ابراهیم درباره پروردگارش مناظره کرد و گفت: من هم زنده میکنم و می میرانم،
  • و فرعون است که گفت: من پروردگار بزرگ شما هستم
  • و یهود است که یهودی‏ها را یهودى کرد
  • و یونس است که نصرانیها را نصرانى (پولس) کرد
  • و از این امت دو نفر اعرابى هستند. (دو نفر اعرابی که یکی معاویه بوده)

4

بدی جهنم این است که نه تنها با بدترین چیزها مانند گرما و آتش عذاب می شوی بلکه تحت فشار شدید نیز هستی ، در دنیا کسی دستش بسوزد میدود و یا دست خود را حرکت میدهد که انرژی بابت اون درد تا حدودی تخلیه شود اما در جهنم اینطور نیست!!!

5
چرا تکبر در انسان وجود دارد یا ریشه دارد؟

ریشه تکبر اعتماد به نفس و عزت نفس است اگر اعتماد به نفس نبود هیچ انسانی قدمی برای رشد و پیشرفت و یا اختراع و ابتکار بر نمی داشت همه دستاوردهای بشر در حوزه مادی و معنوی از اعتماد به نفس نشات می گیرد.

6

7

عزت نفس باعث می شود انسان سعی کند نیازهای خود را خود تامین کند و دست جلوی کسی دراز نکند و یا برای تامین نیازهایش دست به اعمال زشت نزند اگر عزت نفس نبود خیلی ها نیازمند و گدا بودند و خیلی ها هم برای تامین نیازهایشان دست به دروغ گویی چاپلوسی خود فروشی و.. میزدند.

8

9

10

نبود و یا کمبود عزت نفس:

در صورت ضعف این قوه در انسان، او ذلت پذیر شده و برای رسیدن به خواسته ها و نیازهایش ذلت پذیر می شود.

11

اگر این قوه ها مهار نشود تبدیل به چه می شود؟

در صورت عدم مهار ازدیاد اعتماد به نفس و عزت نفس تبدیل به به رگه های غرور در قلب انسان شده و اگر مهار نشود غرور شخصیت انسان را گرفته و تبدیل به تکبر می شود.

غرور۱-( مصدر ) فریفتن فریب دادن ۲ – ( مصدر ) بخود بالیدن مغرور بودن ۳ – ( اسم ) فریفتگی ۴ – تکبر نخوت ۵ – پندار خیال باطل

تکبر از ریشه کبر می آید به معنی خود بزرگ بینی :

12

13

خطبه قاصعه نهج البلاغه تکبر عامل بدبختی قابیل!

به خدا سوگند، او بر اصل شما فخر کرد، و گوهرتان را پست‏تر از گوهر خود شمرد، و بر تبارتان حمله آورد و سوارانش را بر سر شما تازاند و با پیادگانش راهتان را مسدود گرداند چنانکه از هر جا شکارتان میکند و انگشتانتان را می برد ، و به حیله و دسیسه نمی توانید (از ایشان) سرباز زنید، و به تصمیم و اراده نمی توانید (آنها را) دفع نموده از خود دور نمائید، در حالیکه شما در انبوه ذلّت و خوارى و دائره تنگ و عرصه مرگ و جولانگاه بلاء و سختى (دنیا گرفتار) هستید.

پس آتش عصبیّت را که در دلهاتان نهفته است خاموش سازید و کینه ‏هاى جاهلیّت را براندازید که این غرور در مسلمان از آفت هاى شیطان است و نازیدن هاى او و افسون دمیدن هاى او.
تاج افتخار فروتنى را بر سرهاى خویش نهید، و گردن فرازى را به زیر پاهاى خود بیفکنید، و- رشته – تکبّر را از گردن هاتان فرود آرید ، و افتادگى را همچون مرزى میان خود و دشمن بشمارید : شیطان و سپاهیان او، که او را در هر ملّتى سپاهیان است و یاران و پیادگان و سواران.

و مانند متکبّر گردن کش (قابیل فرزند آدم علیه السّلام) بر فرزند مادرش (هابیل) نباشید (تعبیر از هابیل به فرزند مادر قابیل با اینکه هر دو از یک پدر و یک مادر بودند براى آنست که مهربانى دو برادر از یک مادر بیشتر است از مهربانى دو برادر که از دو مادر باشند) ، که بر او تکبّر نمود بدون اینکه خداوند در او فزونى قرار داده باشد جز آنکه کبر و بزرگى ناشى از رشک باو روى آورد، و از آتش خشم در دل او تعصّب افروخته شد، و شیطان باد کبر و سر بلندى در بینى او دمید، چنان خود خواهى و گردنکشى که خداوند پس از کبر و سربلندى او را پشیمانى داد و گناه کشندگان را تا روز رستاخیز همراه او گردانید.

چنانکه در قرآن کریم سوره مائده آیه های ۳۱ و ۳۲ می فرماید:

  • فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ‏ (۳۱) مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلى‏ بَنِی إِسْرائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً(۳۲)
  • چون قابیل هابیل را کشت از جمله پشیمانان گردید، از اینرو به بنى اسرائیل دستور دادیم که هر که بکشد کسى را بى آنکه او دیگرى را کشته یا فسادى در زمین کرده باشد که موجب کشته شدن گردد، پس چنان است که همه مردم را کشته باشد.

نهج البلاغه / ترجمه شهیدى، متن، ص:۲۱۲

14

15

16

 

 

درباره faez

دوباره امتحان کنید

photo_2016-11-12_02-09-15

دروغ و شایعه سلاح همیشگی ملحدان

دروغ و شایعه سلاح همیشگی ملحدان دروغ اول: نویسنده کلمه اباعبدالله به امام حسین ترجمه …

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked

به کانال باور باران بپیوندید


کلیک کنید