خانه / اعجاز علمی قرآن / انفاق در قرآن

انفاق در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع کنفرانس:انفاق در قرآن

بخش مجری کنفرانس : اعجاز علمی قرآن

استاد ارائه دهنده :خانم متین


 در خدمت خانم نقدی عزیز هستیم با تفسیر: چند آیه پیرامون انفاق

بیع: فروختن و تبدیل کالا به بهای آن.این واژه در برابر شراء یعنی خریدن و تبدیل بها به کالا است.

خلَه: دوستی صاف و پاک و خالص

برخی از مفسَران می گویند: منظور آیه دعوت به پرداخت زکات و حقوقو واجب مالی است، نه انفاق اخلاقی؛ چرا که با هشدار همراه است و بر وجوب و لزوم دلالت دارد.
اما گروهی دیگر گفته اند: فرمان آیه ، عمومی است؛ یعنی هم انفاق حقوقی و واجب و هم انفاق اخلاقی را شامل میشود؛زیرا در دستور مندرج در آن، نه قیدی وجود دارد و نه هشداری، که قرینهای برای انفاق حقوقی همانند زکات باشد.

 

  • سپس در ادامه آیه می فرماید: امروز که توانائی

دارید انفاق کنید پیش از آنکه روزی فرا رسد که نه خرید و فروش در آن است و نه رابطه دوستی و نه شفاعت (من قبل ان یاتی یوم لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه)

  • آیه اشاره به این مطب می کند که ؛راه های نجاتی که در دنیا از طرق مادی وجود دارد هیچ کدام در آنجا نیست، نه بیع و معاملهای می توانید انجام دهید که سعادت و نجات از عذاب را برای خود بخرید و نه دوستیهای مادی این جهان که با سرمایه های خود کسب می کنید در آنجا نفعی به حال شما دارد زیرا آنها نیز به نوبه خود گرفتار اعمال خویش اند و از خود به دیگری نمی پردازند و نه شفاعت در آنجا به حال شما سودی دارد.زیرا شفاعت الهی در سایه کارهای الهی انجام می گیرد که انسان را شایسته شفاعت می کند و شما آن انجام نداده اید و اما شفاعتهای مادی که با مال و ثروت در این دنیا قابل بدست آوردن است در آنجا وجود نخواهد داشت بنابراین شما با ترک انفاق و انباشتن اموال و بخل نسبت به دیگران تمام درهای نجات را به روی خود بسته اید.

پیام های آیه

  • قبل از دستور ،مردم را با احترام صدا زنیم«یا ایهاالذین امنوا»
  • استفاده از فرصتها در کارهای خیر،ارزش است.«من قبل ان یأتی یوم»
  • محروم کردن امروز،محروم شدن فرداست.اگر امروز انفاق و بخششی صورت نگیرد،در آن روز هم محبَت و دوستی و وساطتی در بین نخواهد بود.«انفقو…یوم یا بیع فیه…»
  • یاد معاد، عاملی برای تشویق به انفاق است.«انفقوا…یأتی یوم…»
  • یکی از راههای ایجاد روحیٌهی سخاوت،توجّه به دست خالی بودن انسان در قیامت است.«لا بیع و لا خله و لا شفاعه»
  • بخل،نشانه ی کفران نعمت و کفر به وعده های الهی است.«انفقوا…والکافرون»
  • کفر، نمونه ی بارز ظلم است.«الکافرون هم الظالمون»

 

  • سپس برای تاکید هر چه بیشتر می افزاید:
    “لا تَیَمَّمُوا الْخَبِیث مِنْهُ تُنفِقُونَ وَ لَستُم بِئَاخِذِیهِ إِلا أَن تُغْمِضوا فِیهِ “

به سراغ قسمتهای ناپاک نروید تا از آن انفاق کنید در حالی که خود شما حاضر نیستید آن را بپذیرید، مگر از روی اغماض و کراهت

  • از آنجا که بعضی از مردم عادت دارند همیشه از اموال بی ارزش و آنچه تقریبا از مصرف افتاده و قابل استفاده خودشان نیست انفاق کنند و اینگونه انفاق ها علاوه بر اینکه سود چندانی به حال نیازمندان ندارد،یک نوع اهانت و تحقیر نسبت به آنها است،و موجب تربیت معنوی و پرورش روح انسانی نیز نمی باشد، این جمله صریحا مردم را از این کار نهی می کند و آن را با دلیل لطیفی همراه می سازد، و آن اینکه ، شما خودتان حاضر نیستید اینگونه اموال را بپذیرید مگر از روی کراهت و ناچاری چرا درباره برادران مسلمان،و از آن بالاتر خدایی که در راه او انفاق می کنید و همه چیز شما از او است راضی به این کار می شوید.
  • تیمم: در اصل به معنی قصد چیزی کردن است، در اینجا نیز به همان معنی آمده است، و تیمم معروف را از این جهت تیمم گفته اند که انسان قصد می کند از خاک پاک زمین استفاه کند، چنانکه قرآن می گوید: فتیموا صعیدا طیبا(نسائ/۴۳)
  • جمله لا تتیمموا (قصد نکنید) ممکن است اشاره به این باشد که اگر در لابلای اموالی که انفاق می کنید بدون توجه چیز نامرغوبی باشد، مشمول این سخن نیست.
  • سخن این است که از روی عمد اقدام به چنین کاری نکنید.
  • تعبیر به “طیبات” (پاکیزه ها) هم پاکیزگی ظاهری را شامل می شود، و ارزش داشتن برای مصرف ، و هم پاکیزگی معنوی، یعنی اموال شبه پاک و حرام زیرا افراد با ایمان از پذیرش همه اینها کراهت دارند.
  • در پایان آیه می فرماید : بدانید خداوند بی نیاز و شایسته ستایش است.
  • خداوند نه تنها نیازی به انفاق شما ندارد، و از هر نظر غنی است، بلکه تمام نعمتها را او در اختیار شما گذارده ، و لذا حمید و شایسته ستایش است.
  • بعضی احتمال داده اند که “حمید” در اینجا به معنی اسم فاعل باشد(ستایش کننده ) نه معنی محمود و ستایش شده ، یعنی در عین اینکه از انفاق شما بی نیاز است شما را به خاطر اموال پاکیزه های که انفاق می کنید،مورد ستایش قرار می دهد.

 

 

پیام های آیه :

  • هدف از انفاق ، رهایی از بخل است، نه رهایی از اشیای بی ارزش و نامطلوب.«انفقوا من طیبات ما کسبتم»
  • در انفاق، تفاوتی میان پول نقد یا کالا نیست.«ما کسبتم…ما اخرجنا»
  • بخشش بادآوره ها مهم نیست، بلکه بخشش از دسترنج ، دارای ارزش است.«ما کسبتم»
  • در انفاق باید کرامت محرومان محفوظ بماند.«و لا تیمموا الخبیث»
  • نه تنها از چیزهای ناپاک و پست انفاق نکنید، بلکه به فکر آن نیز نیفتید.«و لا تیمموا»
  • وجدان انسان، بهترین معیار برای شناخت پسندیده و ناپسند است. هر آنچه را مپسندی که به تو انفاق کنند، شایسته است که انفاق کنی و اگر آنرا دوست نمیداری، شایسته ی انفاق نیست.«لستم باخذیه الا ان تغمضوا»
  • هر فرد ثروتمندی احتمال فقیر شدن خود را بدهد، شاید روزی دست دهنده شما دست گیرنده شد.«آخذیه»
  • گرفتن مال نامرغوب، نشانه رضایت فقرا نیست، بلکه نشانه ی استیصال آنان است.«تغمضوا» یعنی شما هم با اغماض و سختی ممکن است چیزی را بگیرید، ولی این نشانه ی رضایت شم نیست.
  • اثر انفاق به خود شما برمیگردد، و گرنه خداوند غنی و بی نیاز است.«ان الله غنی حمید»
  • غنای الهی همراه با کمالات و محبوبیت است.«غنی حمید»
  • برّ:این واژه در اصل به معنای وسعت و گستردگی است و به همین تناسب به دشتهای بیکران «برّ» گفته اند، اما در اینجا به مفهوم اوج نیکی و نیکوکاری که ثمره آن گسترده است و به مردم میرسد، گرفته شده است.
  • تفاوت میان واژه «برّ» و «خیر» در این است که اولّی به معنای نیکی به همراه توجّه و نیّت سودرسانی است، امّا دوّمی ، به مفهوم هر نوع نیکوکاری گفته می شود، با نیّت و یا بدون آن.
  • روزی میهمانی بر« ابوذر» وارد شد؛ و ابوذر در شرایطی بودکه نمی توانست از او پذیرایی کند. از این رو، از میهمان خواهش کرد که یکی از بهترین شترانش را برای پذیرایی بیاورد. میهمان رفت و شتر کوچک و لاغری آورد.

ابوذر به او گفت:«در حقّ من خوبی نکردی، بلکه با آوردن این شتر لاغر، بر من ستم روا داشتی»

میهمان گفت:«بهترین شترانت را برای روز مبادا نهادم»

ابوذر گفت:« روز مبادا و روز نیازمندی ، روزی است که مرا در گور نهند؛ و خدا در قرآن میفرماید:«لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا ممّا تحبّون.»

به اوج نیکوکاری نخواهید رسید ،مگر از آنچه دوست دارید، انفاق کنید.

  • سپس اوذر گفت: سه کس و سه چیز در دارایی انسان شریکند:
  • قضا و قدر ،که برای بردن خوب یا بد و یا برای نابودساختن ثروت بعد یا قبل از مرگ صاحب مال، اجازه نمیگیرد.
  • وارث، که منتظر است با مرگ صاحب مال،ثروتش به او برسد تا از آن بهره مند شود و حساب مال، به گردن صاحب آن باشد.
  • و دیگر، خودت هستی که شریک این مال باشی، بنابراین بکوش که ناتوانترین این سه کس و سه چیز نباشی، که خدا میفرماید:«لنّتنالوا البرّ حتّی تنفقوا ممّا تحبّون…»

سپس ادامه داد:«دوست عزیز میخواستم بهترین شترم را از پیش برای خود و نیاز سرای آخرت بفرستم؛ امّا تو این خدمت را در حقّ من نکردی»

  • “و ما تنفقوا من شیءٍ بانّالله به علیمٌ”

و از آنچه انفاق میکنید،بیگمان خدا به آن داناست

  • در تفسیر این جمله، دو نظر ارائه شده است:
  • تقدیر این جمله چنین است که؛ خداوند پاداش هرآنچه را که انفاق کنید،کم باشد یا زیاد،به شما خواهد داد،چرا که او از نیکی و انفاق شما آگاه است.
  • و بعضی نیز این جمله را بدین صورت تفسیر کرده اند که «خداوند از نیّتهای شما در انفاق باخبر است»

پیامهای آیه:

  • تنها راه رسیدن به مقام نیکوکاران،انفاق خالصانه از امور مورد علاقه است، نه فقط ذکر و دعا.«لن تنالوا البرّ…»
  • در مکتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقرزدایی نیست،بلکه رشد انفاق کننده نیز مطرح است.دل کندن از محبوب های خیالی و شکوفا شدن روح سخاوت، از مهمترین آثار انفاق برای انفاق کننده است.«لن تنالوا البرّ»
  • دلبستگی به دنیا سبب محروم شدن از رسیدن به مقام برّاست.«لان تنالوا البرّ»
  • سعادت فرد در سایه نگاه اجتماعی و کریمانه اوست.«لنتنالوا البرّ حتّتنفقوا»
  • بهترین چیز دوست داشتنی برای انسان«جان» است. پس شهدا که جان خود را در راه خدا میدهند، به بالاترین مقام برّ میرسند.«تنفقوا مما تحبّون»
  • آنچه را که خود دوست می داری انفاق کن،نه آنچه را که بینوایان دوست میدارند.اشیای ناچیز نیز راضی باشند.«ممّا تحبّون»،نه «ممّا یحبّون»
  • انسانی که تربیت الهی یافته، اسیر مال و ثورت نیست، بلکه حاکم بر آنهاست.«تنفقوا ممّا تحبّون»
  • در انفاق ،اصل کیفیّت است، نه کمیّت.«ممّا تحبّون»
  • اسلام، مکتب انسان دوستی است نه مال دوستی.«تنفقون مما تحبون»
  • در انفاق نه افراط و نه تفریط ، تنها بخشی از آنچه را دوست داری، انفاق کن.«ممّا تحبّون»
  • محبّت به مال در نهاد هر انسانی هست:«ممّا تحبّون» آنچه خطرناک است، شدت محبت است که مانع انفاق شود.«و انّه لحبّ الخیر لشدید»
  • مهم انفاق است حتی اگر اندک باشد.«و ما تنفقوا من شیء»آری یک برگ زرد روی آب، میتواند کشتی صدها مورچه شود.
  • حال که خداوند انفاق ما را میبیند، چرا در کم و کیفت آن کوتاهی کنیم؟بیایید بهترینها را انفاق کنیم.«فان الله به علیم»

*بزرگی داد یک درهم گدا را

*که هنگام دعا یاد کن ما را

*یکی خندید و گفت این درهم خرد

*نمی ارزید این بیع و شری را

*مکن هرگز به طاعت خودنمایی

*حجاب دل مکن روی وریا را

*تو نیکی کن به مسکین و تهیدست

*که نیکی خود سبب گردد دعا را

*به وقت بخشش و انفاق پروین

*نباید داشت در دل جز خدا را

پروین اعتصامی

تشکر می کنم از:سرکار خانم نقدی بابت تفاسیر بسیار زیبااجرکم عندالله

   نگاه اسلام به ثروت:

در هیچ مذهب و ملتی ، به اندازه سلام روی اصل ثروت، به دست آوردن ثروت، نگهداری ثروت و حتی مصرف ثروت حساب نشده است.کتاب آسمانی قرآن، آنقدر به پرداخت مال در راه خدا فی سبیل الله اهمیت داده است که اولاً آن را وسیله تزکیه و تربیت جامعه دانسته و ثانیاً هر کجا سخن از عالی ترین سمبل عبادت یعنی نماز به میان آمده، غالباً پرداخت ثروت، دوش به دوش نماز که ستون دین و معراج مؤمن است، قرار گرفته است.«أقیموا الصلاه و آتوا الزّکاه»

شرایط پذیرفته شدن انفاق:

۱)منت نگذاشتن و آزار نرساندن

آنان که از اموالشان در راه خدا انفاق کنند و در پی انفاق (به مستحقان) منتی نگذارده و
آزاری نرسانند آنها را پاداشی نیکو نزد خدا خواهد بود.«آیه ۲۶۲ سوره بقره»

۲)کنترل خشم و خوش برخوردی هنگام انفاق

به زبان خوش و طلب آمرزش(فقیر سائل را رد کردن) بهتر است تا اینکه صدقه دهند و از پی آن آزار برسانند.

[سوره مبارکه بقره؛آیه،۲۶۳،]

۳)باید هر آنچه را خود می پسندیم به دیگران انفاق کنیم(بهترین ها)

ای اهل ایمان انفاق کنید از بهترین آنچه اندوخته اید و از آنچه ما برای شما از زمین رویانده ایم، و برای انفاق به سراغ قسمت های ناپاک نروید، در حالی که خود شما هم حاضر نیستید آنها را بپذیرید مگر از روی ناچاری و بدانید که خداوند بی نیاز و ستوده است.

[سوره مبارکه بقره؛ آیه،۲۶۷]

  • پنهانی انفاق کردن

اگر به مستحقان صدقات آشکار کنید کاری نیکوست ولی اگز پنهانی به فقیران (آبرومند) کمک رسانید نیکوتر است و خدا به پاداش آن گناهان شما را مستور دارد و خدا از آشکار و نهان شما آگاه است.

[سوره بقره،آیه ۲۷۱]

آثار انفاق بر فرد و جامعه

 

 

امام صادق (ع) می فرماید:

«اگر مردم از راهی که خداوند به آنان فرمان داده است، کسب درآمد کنند و آنها را در راهی که خداوند از آن بازشان داشته است انفاق کنند، آن را از ایشان نمی پذیرد و اگر از راهی که آنها را از آن نهی کرده است درآمد به دست آورند و آن درآمد را در راهی که خداوند بدان فرانشان داده است به مصرف رسانند، باز هم از آنان نمی پذیرد، مگر این که از راه درست و حلال به دست آورند و در راه درست و حلال انفاق کنند.»

اصول کافی،ج۴،ص۳۳.

 

درباره faez

دوباره امتحان کنید

675sh

کشف شواهد علمی قطعی در مورد وجود جهان هایی دیگر

  اعجاز علمی قرآن:   سوره ی اعراف آیه ۵۴: تبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ پر …

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked

به کانال باور باران بپیوندید


کلیک کنید