خانه / تاریخ ایران / ایران باستان / بررسی تحلیلی بندهای منشور کوروش (۲)
22

بررسی تحلیلی بندهای منشور کوروش (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع : بررسی تحلیلی بندهای منشور کوروش ( قسمت دوم )

بخش مجری کنفرانس : پژوهش های تاریخی

استاد ارائه دهنده: جناب آقای محمد مهدوی

عوامل و انگیزه های مطرح کردن کوروش و هخامنشیان

فروغی:

او نخستین رئیس الوزرای رضا خان بود که”شنل آبی”سلطنت را در مراسم تاجگذاری بر دوش او استوار ساخت. سپس در سال های۱۳۱۲-۱۳۱۴که رضا خان مأموریت یافت تا مهلک ترین ضربات را بر فرهنگ ملی ایران وارد سازد، و برنامه هدم حاکمیت فرهنگی مذهب و اسلام زدایی را با خشونت و سبعیُت به اجرا در آورد، باز فروغی نخست وزیر بود. و فروغی آخرین رئیس الوزرای رضا خان بود که در لحظات ترس و دلهرۀ”دیکتاتور”به فریاد او رسید وبه خاطر خدمات بزرگش بقای سلطنت را در خاندان او تضمین کرد، و بالاخره به عنوان نخستین نخست وزیر پهلوی دوم، تاج شاهی را بر فرق محمدرضا نهاد.

او در حلقه ای از متفکران و برجستگان فراماسونری ایران(حسن پیرنیا،تقی زاده، محمود جم ، علی منصور، ابراهیم حکیم الملک و…) روح فراماسونری را، از طریق اهرم حکومت و سیاست، در کالبد فرهنگ جدید ایران، که در دوران پهلوی شکل گرفت، دمید.

فروغی اندیشه پرداز سلطنت پهلوی بود. نطق فروغی در مراسم تاجگذاری رضا خان، تمامی عناصرشووینیسم شاهنشاهی وباستان گرایی را،که بعدها توسط پیروان وشاگردان فروغی پرداخت شد، در بر داشت. او در نطق خود رضاخان میرپنج راپادشاهی پاک زاد و ایران نژادو وارث تاج و تخت کیان و ناجی ایران و احیاءگر شاهنشاهی باستان و غیره و غیره خواند.

فروغی در مراسم تاج‌گذاری خطابه‌ای ایراد کرد که به ستایش ایران باستان و تاریخ شاهنشاهی ایران می‌پرداخت. برخی از فرازهای این خطابه، غیرمستقیم روش درست پادشاهی مشروطه را به رضاخان و مردم ایران یادآور می‌شود

او می خواست به دیگران بیاموزد که از این پس باید با رضاخان چگونه سلوک کرد و به رضا خان بیاموزد که از این پس باید چگونه به خود بنگرد!…او اینک شاه شاهان و وارث تاج و تخت کیان و جانشین کوروش و داریوش و نوشیروان است! انتخاب نام پهلوی نیز ابتکار فروغی بود و پهلوی هایی مجبور به تغییر نام خود شدند تا رضاخان در نام نیز یگانه و بی همتا بماند..

مجتبی مینوی در رثای سی سالگی در گذشت فروغی می گوید: «تمام دورۀ درس خواندن و نشو و نمای ما با تألیفات فروغی ها و اسم خاندان فروغی به هم پیچیده بود».

برای تدوین و پرداخت این ایدئولوژی بود، که فراماسون با سواد و پرکاری چون حسن پیرنیا (پسرمیرزا نصرالله خان مشیرالدوله، متوفی ۱۳۴۱ش.) به تألیف کتاب سه جلدی ایران باستان دست زد.

فروغی بخش مهمی از وقت خود را صرف شاهنامه کرد و به تنظیم خلاصه دوجلدی و منتخب یک جلدی آن پرداخت. تلاش فروغی، بعدها توسّط شاگردان و پیروان مکتب او پی‌گرفته شد و حتی به افراط کشیده شد. در نتیجه، شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی به کتاب مقدّس ایدئولوژی شاهنشاهی بدل گردید. چیزی که روح حکیم فرزانه طوس، که شاهنامه خود را ستم نامه عزل شاهان و دردنامه بی‌گناهان می‌خواند، از‌ آن بیزار بود. استفاده جهت‌دار از اشعارفردوسی خارج کردن ابیات از متن و کاربد متملّقانه آن، و حتی تعریف فردوسی و جعل ابیات، به چنان ابتذالی کشید، که مرحوم ملک الشعرای بهار را به فریاد آورد. اوگفت:

«اشعار بی‌پدر و مادر را پهلوی هم قرارداده‌اند و اسم آن را شاهنامه گذاشته‌اند. بنده وقتی می‌گویم این شعر مال فردوسی نیست، می‌گویند تو وطن‌پرست نیستی… آقا این وضع زندگی نیست… افرادی می‌خواهند احساسات وطن‌پرستی مردم را بدین‌وسیله تحریک کنند و بالا بیاورند، هرچه دلشان خواست در آن می‌گنجانند و هر چه در‌ آن گنجانیده شده قبول می‌کنند و می‌گویند این شاهنامه ملّت ایران است.»

تعریف واژگان مانده از منشور:

۱.بخت نصر :

برخی هم معتقدند که این نام در اصلِ بابلی، با تلفظ «نبوکودوری اوصَّر Nabu – Kudurri – Ussur» متشکل از سه بخش «نبو: الهه حکمت بابلی»، «کودورو: جانشین یامرز» و «اوصّر: حمایت کن» است.[۳] این نام در زبان فارسی و عربی به صورت برگردان آوایی «نبوکدنزر» هم آمده‌است. نام او در منابع به شکل‌های زیر نیز آمده‌است:
نبوکد نصّر، بوکد ناصر، نبودکد نزر[و]، نبوکذ نصر

1

۲.نبونئید:

از فرزند بخت نصر آخرین پادشاه این دوره

2

3

Nabonidus/ویکی پدیا

علل شکل گیری و ترویج بت پرستی چه بوده؟

4

در طول تاریخ حامیان و اسپانسرهای اصلی بت پرستی پادشاهان لائیک و مستبد و متکبر بودند.

ابراهیم علیه سلام و نمرود در کجا بودند؟
جواب: دقیقا در همین شهر بابل

انگلیسی: nimrod/ویکی پدیا

فارسی: نمرود/ویکی پدیا

مواجهه انبیا الهی به خدایان دروغین و مظاهر خرافات بشری چگونه بود؟
بحار الانوار جلد ۱۲ ص ۳۱/ بخشی از سرگذشت حضرت ابراهیم:

(داستان مواجه حضرت الیاس با بت بعل که در قرآن آمده که در آخر به آن اشاره می کنیم)

5

متن استخراج شده از استوانه کورش، خطوط ۱۵ تا ۲۱ :

6

آخرین و کاملترین ترجمه منشور کوروش مورد تایید موزه بریتانیا

منشور کوروش ۴۵ بند می باشد که شروع به بررسی آنها می کنیم.

بندهای منشور کوروش:

۱.    [آن هنگام که مر]دوک، پادشاه همه آسمان و زمین، [……، … (که) در …یَش [ …ِ دشمنانش (؟) را] ویران می‌کند.

۲.    {……..} با دانایی گسترده، … کسی که گوشه های جهان را زیر نظر دارد،

۳.    {…….}فرزند ارشد او)=بِلشَزَر)، فرومایه ای به سروری سرزمینش گمارده شد

۴.    {….} اما او (نبونئید) {فرمانروایی؟ سا}ختگی بر آنان قرار داد

۵. نمونه ای ساختگی از اسگیل سا]خت و[ ………………….. برای )شهر( اور و دیگر جایگاه های مقدس ]فرستاد؟

بلشزر فرزند نبونئید:

7

اسگیل یا اسگیله Esagil :

اِسگیلَ به‌معنای «خانه [=پرستشگاه]ی که سر بَرافراشته»، نام پرستشگاهی بزرگ و باشکوه برای مردوک و همسرش صرپانیتوم در شهر بابِل است. این پرستشگاه در زمینی به مساحت ۳۸۵٫۰۰۰ متر مربع جای داشته است و دارای زیگوراتی هفت طبقه به‌نام «اِ.تِمِن.اَن.کی» (به‌معنای «خانه/پرستشگاه پایهٔ آسمان و زمین») به درازای هر قاعده حدود ۹۰ متر و ارتفاع حدود ۷۰ متر مربع بوده‌است.

منبع فارسی
منبع انگلیسی

مردوخ یا مردوک:

مردوک یا مردوخ یکی از خدایان باستانی تمدن بابل است. در تمدن بابلیان مردوک به عنوان خدای باروری و آفرینش مطرح است. او در دوره حمورابی به‌عنوان محافظ بابل به شمار می‌رفت. مردوک فرزند انکی خدای آبها و جانشین آنو خدای خدایان می‌باشد. در اساطیر بین النهرین و در پی توسعه اقتدار سیاسی بابل، مردوک صفات بیشتر خدایان بین النهرین را گرد آورد و به رئیس خدایان بابلی، آفریدگار انسان، نور و زندگی بدل شد. او را گاه در ردای جواهر دوخته و با عصا و حلقه پادشاهی مجسم کرده‌اند.

در سال ۴۸۴ پیش از میلاد، خشایارشا ضمن سرکوب شورش بابل، استحکامات دفاعی آنجا را نابود کرده و مجسمه خدای مردوخ را تخریب نمود.

8

مردوک

۱.آیین‌هایی که شایسته آنان (خدایان/پرستشگاه‌ها) نبود. پیشکشی[هایی ناپاک] ……………………………………. گستاخانه […] هر روز یاوه سرایی می‌کرد و (به شیوه‌ای) [اها]نت آمیز

۲.او( پیشکشی های روزانه را باز داشت. او در ]آیین ها دست برد و[ …………….. درون پرستشگاه ها برقرار]کرد[. در اندیشه اش به ترس از مردوک -شاه خدایان- پایان داد.
یعنی رسومات پرستش مردوک و خدایان سنگی دیگه را بر انداخت و یک آیینی (نا معلوم) آورد و از مردوک برای این کارش ترسی نداشت.
۳.هر روز به شهرش (=شهر مردوک) بدی روا می داشت. ……………………… همه مردما]نش را ….[ (=مردمان مردوک) را با یوغی رها نشدنی به نابودی کشاند

۴.انلیلِ خدایان )=مردوک(، از شکوِه ایشان بسیار خشمگین شد، و ………………… قلمرو آنان. خدایانی که درون آنها می زیستند محراب هایشان را رها کردند.

۵.خشمگین از اینکه او (=نبونئید) (آنان را) (=خدایان غیر بابلی) به (شهر) شواَنّهَ (=بابل) وارد کرده بود. مردوکِ بلند[پایه، انلیلِ خدایان] برحم آمد. (او) به همه زیستگاه‌هایی که جایگاه‌های (مقدس) شان ویران گشته بود.
تمام خدایان مناطق سرزمین تحت حکومت بابل را جمع آوری کرده و اینها در گاری هایی زندان شکل به بابل آورده بود.
در تورات این ماجرا آمد کتاب اشعیا 

 ۴۶ خدایان بابل

۶. و مردم سرزمین سومر و اَکد که همچون کالبد مردگان شده بودند، اندیشه[اش] را بگردانید (و) بر آنان رحم آورد. او همه سرزمین‌ها را جست و بررسی کرد.

یکسری از این بت ها برای سومر و آکد بود که نبوئید جمع آوری کرده بود می گوید.

۷.  شاهی دادگر را جستجو کرد که دلخواهش باشد. او کورش، شاه (شهر) انشان را به دستانش گرفت و او را به نام خواند، (و) شهریاری او را بر همگان به آوای بلند بَرخواند.

۸. او (=مردوک) سرزمین گوتی (و) همه سپاهیان مادی را در برابر پاهای او (=کورش) به کرنش درآورد و همه مردمان سرسیاه (=عامه مردم) را که (مردوک) به دستان او (=کورش) سپرده بود،

۹.به دادگری و راستی شبانی کرد. مردوک، سرور بزرگ، که پرورنده مردمانش است، به کارهای نیک او (=کوروش) و دل راستینش به شادی نگریست.

۱۰. (و) او را فرمان داد تا بسوی شهرش (=شهر مردوک)، بابل، برود. او را واداشت (تا) راه (شهر) تینتیر (=بابل) را در پیش گیرد و همچون دوست و همراهی در کنارش گام برداشت.
میگه در راه مردوک مثل دوست او (کوروش) را همراهی میکرد تا برسن به بابل

۱۱. سپاهیان گسترده اش که شمارشان همچون آب یک رودخانه شمردنی نبود، پوشیده در جنگ‌افزارهایشان در کنارش روان بودند.
تعریف از سپاهیانش میکنه که بیشمار بودند مثل یک رودخانه که ته نداره انواع جنگ افزارها هم داشتند یعنی تا دندان مسلح بودند

9

۱۲.(مردوک) او (=کورش) را بدون جنگ و نبرد، به درون (شهرِ) شواَنّهَ (=بابل) وارد کرد (و) شهرش، بابل را از سختی رهانید. او (=مردوک) نبونئید، شاهی را که از او نمی‌هراسید، در دستش (=دست کورش) نهاد.

۱۳.همه مردم بابل، تمامی سرزمین سومر و اَکد، بزرگان و فرمانبرداران در برابرش کرنش کردند (و) بر پاهایش بوسه زدند، از پادشاهی او شادمان گشتند (و) چهره هایشان درخشان شد.
همه مردم بابل اومدند.
بزرگان و فرمانبردران = اشراف و سرمایه داران + سران حکومتی که کوروش آنها را تطمیع کرده بود.
میگوید همین ها بر پای من بوسه زدند. یعنی همین هایی که با کوروش همکاری کردند برای تحویل دادن شهر پای کوروش هم بوسیدند.

۱۴.آنان (مردوک)، سروری را که با یاری اش به مردگان زندگی بخشید (و) آنکه همه را از سختی و دشواری رهانید، شادمانه ستایش کردند و نامش را ستودند.

ستایش مردوک توسط کوروش در منشور :

هر پادشاه و یا فرماندهی که در نبردی پیروز میشد پیروزشدگان فریاد زنده باد خداشون را سر می دادند.
کفار مکه بعد پیروزی در جنگ زنده باد هبل سرمیدادند.
اینجا هم کوروش و ارتشش با فریاد زنده باد مردوک می آمدند و طرفداران هم همین شعار را سرمیدادند.

۱۰. منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اَکد، شاه چهارگوشه جهان.

می گوید شاه جهان بعد تاکید میکنه چهارگوشه جهان!

خیلی از پادشاهان برای بزرگ نمایی خودشون برای مردم این صفت را بخودشون می دادند، مثلا همین اواخر پادشاه عیاش صفت قبله عالم را بخودشون می دادند.

۱۱. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، نوه کورش، شاه بزرگ، شا[ه شهر] انشان، نواده چیش پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان،

۱۲.دودمان جاودانه پادشاهی، که خدایان بِل و نَبو فرمانرواییش را دوست می‌دارند (و) پاد[شا]هی او را با دلی شاد یاد می‌کنند. آنگاه که با آشتی به در[ون] بابل در آمدم.

حالا باز کارکرد خدایان سنگی را بیشتر متوجه میشویم.

۱۳.جایگاه سروری (خود) را با جشن و شادمانی در کاخ شاهی برپا کردم. مردوک، سرور بزرگ، قلب گشادهٔ کسی که بابل را دوست دارد، همچون سرنوشتم به من [بخشید] (و) من هر روز ترسان در پی نیایش اش بودم.

10

بعل و حضرت الیاس در آیینه قرآن :

  •  و الیاس از رسولان (ما) بود! (۱۲۳)
  •  به خاطر بیاور هنگامى را که به قومش گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‏کنید؟! (۱۲۴)
  •  آیا بت «بعل» را می‏خوانید و بهترین آفریدگارها را رها می‏سازید؟! (۱۲۵)
  •  خدایى که پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!» (۱۲۶)
  •  امّا آنها او را تکذیب کردند؛ ولى به یقین همگى (در دادگاه عدل الهى) احضار می شوند! (۱۲۷)
  •  مگر بندگان مخلص خدا! (۱۲۸)
  •  ما نام نیک او را در میان امّتهاى بعد باقى گذاردیم! (۱۲۹)
  •  سلام بر الیاسین! (۱۳۰)
  •  ما این گونه نیکوکاران را پاداش می‏دهیم! (۱۳۱)
  •  او از بندگان مؤمن ما است! (۱۳۲)

 

 

 

 

ادامه دارد …

قسمت سوم کنفرانس بررسی تحلیلی بندهای منشور کوروش (کلیک کنید)

 

 

درباره faez

دوباره امتحان کنید

shapour-valerian

دلایل سقوط ساسانیان و نارضایتی مردم از حکومت و آیینشان

  تبعیض_طبقاتی قسمت_اول (مقدمه) وضع اجتماعی ایران در زمان ساسانیان به هیچ وجه بهتر از …

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked