خانه / دیگرمطالب / ساخت پاسارگاد (۲)

ساخت پاسارگاد (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم

ساخت پاسارگاد بدست یهودیان!!!(۲)

تصویر شماره۱۵

http://s6.picofile.com/file/8208683484/15.jpg

این نقشه‌ی (کاخ S) را آستروناخ تهیه کرده که شامل کاخی با ۱۱۶ ستون می‌شود. از این همه ستون تنها یک ستون بلند باقی مانده است.
در جنوب غربی تخت جمشید

 

[حقیقت باستان] د معبدی یونانی وجود داشته است که اکنون از آن چیزی باقی نمانده است. در واقع تمام اجزا این محوطه که به بزرگی تخت جمشید بوده به پاسارگاد منتقل شده است.

تصویر شماره ۱۶

http://s6.picofile.com/file/8208683426/16.jpg

در این تصویر چنان‌که مشاهده می‌کنید در قسمت جنوب غربی تخت جمشید با یک بنای به وسعت تخت جمشید مواجه‌ایم که اکنون اثری از آن وجود ندارد و تمام مصالح آن به جز تعدادی پاره سنگ را برای ساختن کاخ‌هایی برای کوروش به پاسارگاد منتقل کرده‌اند. این بنا یونانی بوده و کتیبه‌های یونانی زیادی با اسامی خدایان یونانی از آن به دست آمده است. این بنا برای جعل پاسارگاد به مصرف رسیده و از بین رفته است. چنان‌که پیش‌تر اشاره شد شکل شال ستون‌های پاسارگاد کاملاً یونانی هستند.

تصویر شماره ۱۷

http://s3.picofile.com/file/8208683400/17.jpg

این تنها ستون باقی مانده که ذکر آن گذشت در رسامی‌های قدیمی در نزدیکی تخت جمشید دیده می‌شود و آستروناخ در کاخ S به کار برده است. تصویر شماره ۱۸ http://s6.picofile.com/file/8208683342/18.jpg این تصویر که در ابتدای نوشتار بدان اشاره شد و شخصی بالدار با لباس عیلامی را نشان می‌دهد، بهانه‌ی عده‌ای برای کوروش دانستن آن و ارتباط دادن کوروش با ذوالقرنین که در قرآن کریم آمده، تبدیل کرده است. از این‌گونه تصاویر در بین النهرین و ایران فراوان وجود دارد و همه‌ی آن‌ها بسیار قدیمی‌تر از دوره‌ی موسوم به هخامنشی هستند.

تصویر شماره ۱۹

http://s6.picofile.com/file/8208683292/19.jpg

این نقش آشوری، نمونه‌ای از نقش‌های با انسان‌های بالدار است که البته شاید باستان پرستان ایرانی بخواهند همه‌ی آن‌ها را ذوالقرنین و ذوالقرنین را نیز کوروش معرفی کنند، اما بدون شک با ادعاهای بی‌پایه و اساس نمی‌توان حقیقت و مجاز را درهم آمیخت. بدین ترتیب در مجموعه‌ی پاسارگاد یک جعل وحشتناک و یک دروغ پردازی بی اساس روی داده است.

پی نوشت ها:

[۱] آستروناخ – پاسارگاد – ۲۵۲
[۲] هرتسفلد – ایران در شرق باستان – صفحه‌ی۲۶۲
[۳] هرتسفلد – نامه‌ای به برستو – هشتم آوریل۱۹۲۵
[۴] شاپور شهبازی – پاسارگاد – صفحات۵۲ و۸۲

مقاله توهین باستان گرایان به ایرانیان

اهانت باستان ستاها به ایرانی ها برگرفته از قلم شهید مطهری متأسفانه همواره باستان ستاهای افراطی بدون توجه، به ملت ایران توهین می کنند و نسبت هایی ناروا می دهند.
در اینجا به نمونه هایی از این نسبت ها اشاره می کنیم: 
بی عرضگی ادعا می کنند: ملت ایران می خواست رژیم و آیین خود را حفظ کند اما جمعیت ۱۴۰ میلیونی(۱) با آن همه شوکت و قدرت نتوانست در برابر شصت هزار عرب پابرهنه و با آن سلاح های ابتدایی مقاومت کند. چه ننگ بزرگی!
ترس می گویند: ایرانیان از ترس، دست از عقیده و ایمان خود برداشتند. اگر چنین باشد ایرانیان از پست ترین ملل جهانند. ملتی که نتواند عقیده قلبی خود را در برابر معدود افراد فاتح حفظ کند، شایسته ی نام انسانیت نیست. طبق اظهارات برخی بی خردان، ایرانی از ترس خط قدیم خود را رها کرد و خط عربی را به کار برد؛ از ترس به زبان عربی بیش از زبان فارسی اهمیت داد؛ از ترس تألیفات خود را به عربی نوشت؛ از ترس مفاهیم اسلامی را در دل ادبیات خود جای داد؛ از ترس دین قدیم خود را به دست فراموشی سپرد؛ از ترس، حکومت مورد علاقه ی خود را حمایت نکرد؛ از ترس به کمک کیش و آیین محبوب خود برنخاست.
چهارده قرن کمر راست نکردن گاهی می گویند: ایرانیان چهارده قرن است که زیر یوغ عرب هستند یعنی با آنکه سیادت نظامی عرب یکی دو قرن بیشتر طول نکشید، هنوز پشت ایرانیان از ضربت چهارده قرن پیش، راست نشده است. معنای این ادعا آن است ملتی متمدن با آن سابقه ی فرهنگی کهن از قومی بیابانی شکست می خورد و طولی نمی کشد که گروه فاتح نیروی خود را از دست می دهد اما ملت شکست خورده هنوز از خاطره ی شکست ۱۴ قرن پیش وحشت دارد و روز به روز آداب و رسوم و دین قوم فاتح را علی رغم میل باطنی، وارد زندگی خود می کند.
نفاق ادعا می کنند: ایرانیان شیعه شدند تا در زیر پرده ی تشیع، اعتقادات و آداب کهن خویش را حفظ کنند. یعنی در این مدت طولانی از روی نفاق و دو رویی اظهار اسلام کردند و این همه ادعاهای مسلمانی دروغ بوده است. ۱۴ قرن است که دروغ می گویند و دروغ می نویسند و دروغ تظاهر می کنند.
بی اصالتی و بی ریشگی برخی می گویند: ریشه ی این همه گرایش ها، فداکاریها، درک حقایق و معارف، فقط بخاطر یک پیوند زناشویی بوده است. (اشاره به ازدواج امام حسین(ع) با شهربانو) این ملت فقط بخاطر یک پیوند زناشویی مسیر زندگی و فرهنگ خویش را تغییر داد.
پستی و نامردمی گاهی می گویند: ایرانی مایل بود از حکومت و آیین خود دفاع و حمایت کند اما نکرد. ترجیح داد خود را کنار کشد و تماشاچی باشد. زهی پستی و نامردمی
خلاصه از نظر این مدعیان، در طول این چهارده قرن، آنچه در تاریخ این ملت رخ داده بی لیاقتی، نفاق و دو رویی، ترس، بی اصالتی، پستی و نامردمی بوده است. چیزی که وجود نداشته تشخیص، انتخاب، ایمان و حقیقت خواهی بوده است. این نابخردان بزرگ ترین اهانت ها را به ملت ایران می کنند. اما همه ی اینها تهمت به ایران و ایرانی است. ایرانی آنچه کرده به تشخیص و انتخاب خود بوده؛ لایق بوده نه بی لیاقت؛ راست و صریح بوده نه منافق و دروغگو؛ شجاع و دلیر بوده نه ترسو؛ حقیقت خواه و اصیل بوده نه بی ریشه.
(با استفاده از کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران»،شهید مرتضی مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ شانزدهم، ۱۳۷۰، ص۱۴۰ ـ ۱۴۲)
۱. شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۹۷ جمعیت ۱۴۰ میلیونی ایران را از تخمین سعید نفیسی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران نقل کرده است.

 

درباره faez

دوباره امتحان کنید

درباره ما

موسسه علمی فرهنگی باورباران با کادری توانمند از اساتید محققان و پژوهشگران در حوزه های …

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked

به کانال باور باران بپیوندید


کلیک کنید