خانه / دیگرمطالب / ورود اسلام به ایران (۲)

ورود اسلام به ایران (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام آوردن ایرانیان، اجباری یا اختیاری !؟

بخش تحقیقات گروه باور باران

شبهه :

عربها به ایران حمله کردند و به زور شمشیر ایران رو اشغال کردند و دین ایرانی‌ها رو به زور تعوض کردند. ایرانی‌ها زرتشتی بودند ولی بعد از حمله عرب مجبور شدند که مسلمون بشن !

بررسی شبهه این شبهه چند رکن داره :

۱. فتح ایران به زور شمشیر ۲. زرتشتی بودن ایرانیها قبل از اسلام ۳. تغییر اجباری دین

بررسی رکن دوم :

زرتشتی بودن ایرانیها قبل از اسلام با نگاهی به تاریخ متوجه میشیم که چندین دین و مذهب غیر زرتشتی در ایران قبل از اسلام وجود داشت. یعنی ادعای زرتشتی بودن ایرانیان (همه ایرانیان و حتی زرتشتی بودن اکثر ایرانیان) دروغ هست.

ادیانی که در ایران قبل از اسلام وجود داشتند : ۱. مسیحیت: که در عصر اشکانیان وارد ایران شد و در زمان ساسانی، بخش عظیمی از مردم غرب ایران، مسیحی بودند. شاپور دوم در سال ۳۲۲ میلادی وقتی بهش گزارش دادند که بسیاری از مردم غرب ایران دارند مسیحی میشن و خیلی ها مسیحی شدند شروع به اعدام مرتدها و کشتار مسیحیان کرد. (منابع زرتشتی از جمله دینکرد، حضرت عیسی رو پیامبر شیطان نامیدن).

سند : مری بویس، زرتشتیان, باورها و آداب دینی آن‌ها، ترجمه ع.بهرامی، تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۹۱. ص ۱۴۹-۱۵۰-۱۷۱ :کشتار مسیحیان به دست شاپور دوم (ساسانی)

البته این اقدامات نتوانست مانع مسیحی شدن مردم ایران باشد. خیلیها دسته دسته مسیحی میشدند و سختیها رو به جان میخریدند. پیشرفت مسیحیت انقدر زیادشد که حتی یزدگرد اول(شاه ساسانی) خود نیز به مسیحیت گرایش پیدا کرد!!! و برای همین موبدان زرتشتی به او لقب “بزهگر” دادند !(سند : مری بویس، همان، ص ۱۵۱) در زمان یزدگرد دوم ،همه مردم ارمنستان مسیحی شدند !!! تا زمان یزدگرد دوم همه ارمنیها زرتشتی بودند و بعد در اثر قضیه ای مسیحی شدند (با اینکه موبدان زرتشتی مردم ارمنستان رو تهدید کردند که شمارا قتل عام میکنیم اما مردم حاضر نشدند به دین زرتشتی بازگردند )

گریگوری: قصیص مسیحی

ارمنستان در زمان اشکانیان و اول ساسانیان، زرتشتی بود. حاکم ارمنستان بیمار میشود و طبیبان از درمان او ناتوان میگرند. تا اینکه یک قصیص مسیحی (که با جریان تحریف شده مسیحیت موافق نبود و گویا یک قصیص فراری بود) بیماری حاکم ارمنستان را شفا میدهد. (این واقعه تقریبا ۱۵۰ سال قبل از اسلام بود) پس حاکم ارمنستان و مردم آن دیار مسیحی شدند. (که البته کاتولیکها و پروتستانها، مسیحیان ارمنی گریگوری را کافر میدانند). یزدگرد دوم به مردم اخطار میدهد که به دین زرتشتی برگردند اما مردم ارمنستان حاضر به این کار نمیشوند. جنگها و درگیریهایی صورت میگیرد که نتیجه ای برای حکومت ساسانیان نداشت . قصّیص یک کلمه قرآنی به معنی پدر روحانی مسیحی است. (همان که امروز میگوییم کشیش).

نکته بسیار مهم :

نفوذ مسیحیت در ایرانِ عصر ساسانی، ناشی از پوسیدگی و «از هم پاشیدگی درونی» جامعه ساسانی بود. موبدان و شاهان ساسانی برای متوقف نمودن گسترش مسیحیت، چاره‌ای جز شکنجه و کشتار ایرانیانِ مسیحی نداشتند. بسیاری از مستشرقین معتقدند که مسیحیت در آن دوره چنان ریشه دوانیده بود، که اگر اسلام نرسیده بود، مسیحیت جایگزین آیین زردشت مى‏‌شد.

(مرتضی راوندی، تاریخ اجتماعى ایران، تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۸۲. ج‏ ۱ ص ۴۹۷)

شکنجه مسیحیان و زرتشتیانِ مسیحی شده توسط موبدان زرتشتی منابع بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد در عصر ساسانیان نیز مجازات سنگسار علیه مجرمین به اجرا در می‌آمد. از جمله مواردی که رخ داد مسیحیان به دست موبدان سنگسار شدند(به جرم ارتداد از دین زرتشتی و تبلیغ برای مسیحیت). برای نمونه در زمان یزدگرد دوم، دو راهبه‌ی مسیحى را مصلوب کرده، سپس سنگسار نمودند. همچنین چند تن از مسیحیان را زنده زنده درون دیوار قرار دادند. ساییدن تنِ مجرمین زیر پای فیل هم مجازاتی رایج بود. در کتاب «اعمال شهیدان» که سرنوشت شهدای عیسوى در آن ثبت شده است، انواع و اقسام زجرها و شکنجه‏‌هاى وحشتناکى که علیه مسیحیان صورت می‌گرفت، بیان گردیده است. زندانیان را گاهى واژگون و گاهى با یک پا سرنگون بر دار مى‏‌کردند و با تازیانه‏ بر آنان می‌زدند و بر زخم‌ها سرکه و نمک می‌ریختند. اندام آن بى‏‌نوایان را یک یک قطع مى‏‌کردند و پوست سرشان را مى‏‌کندند. گاهى پوست چهره را از پیشانى تا چانه برمى‏‌داشتند و گاهى پوست دست و پشت آنها را مى‏‌بریدند و سرب گداخته در گوش و چشمشان می‌ریختند و زبان را مى‏‌کندند. حتی گردن یکى از شهداى عیسوى را سوراخ کردند و زبان او را از آن سوراخ بیرون کشیدند. سوزن در چشم و در دیگر نقاط بدن فرو مى‏‌کردند و شکنجه‌ها را آنقدر ادامه می‌دادند تا مرگ او فرا رسد. یکى دیگر از ادوات شکنجه، شانه آهنین بود، که گوشت تن محکوم را با آن مى‏‌کندند. گاهى زندانیان عیسوى را وادار به اعدام هم‏کیشان خود مى‏‌کردند. مجازات‌هاى دیگرى نیز وجود داشت از قبیل توقیف اموال و …

سند: آرتور کرستین سن، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه: رشید یاسمى،‏ تهران: انتشارات دنیاى کتاب، ۱۳۶۸. ‏ص ۴۱۶-۴۱۵

نکته مهم :

اگر اسلام به ایران نیامده بود مطمئنا ایران، مسیحی شده بود. آن وقت به جای پیشرفتهای علمی ایرانِ عصر اسلامی، ما باید شاهد قرون وسطای اروپایی در ایران بودیم! ۲. مانویت : هرچند مانی به دست موبدان زرتشتی زنده زنده پوست کنده شد و به سختی اعدام شد، اما پیروان او در شرق و غرب و مرکز ایران بودند. بخش عظیمی از مردم ایران، مانوی بودند. ۳. مزدک و مزدکیان: مزدک و ۱۰۰ هزار نفر از پیروانش توسط انوشیروان قتل عام شدند، اما اینها همچنان بخشی از جمعیت ایران بودند. تا عصر اسلامی هم وجود داشتند. (تحت عنوان زنادقه) ۴. بودایی‌ها : بخش عظیمی از مردم شرق ایران، بودایی بودند. بلخ در عصر ساسانی مرکز بودایی ها بود ! تا خراسان هم پیش آمده بودند و با قدرت تبلیغ میکردند و دین زرتشتی ابداً توان ایستادگی در مقابل بودایی ها را نداشت. بخش عظیمی از مردم خراسان و ماوراء النهر بودایی بودند (در عصر ساسانی) ۵. هندوها : که در جنوب شرقی ایران بودند. هرچند اندک، ولی وجود داشتند. ۶. صابئیون (مغتسله) : پیروان نوح نبی / یا یحیای نبی (تعمید دهنده) ۷. دیو پرستان : (پیروان ادیان ما قبل زرتشتی) مثل مردم مازندران و گیلان و …. ۸. یهودیان : که از زمان هخامنشیان جمعیت قابل توجهی در ایران بودند. در عصر ساسانی هم بودند و بخشی از جمعیت ایران … ۹. پیروان عقائد شَمَنی : (عقائد اسرارآمیزی که ریشه در آسیای میانه داشت) و البته جمعیتشان در ایران کم بود. ولی وجود داشتند . ۱۰. عقائد بومی کهن : که اسناد چندانی از اینها وجود ندارد، اما وجود داشتند . این ۱۰ دسته دین و آیین، در کنار زرتشتیها در عصر ساسانیان وجود داشتند. قدرت سیاسی در دست زرتشتیان بود. ولی اینها نیز بخش عظیمی از جمعیت ایران بودند . اینها به قدری زیاد بودند که موبد کرتیر از وجودشان احساس خطر کرد و دستور داد همه را قتل عام کنند. بسیار کشته شدند اما نتوانست همه را نابود کند . کرتیر (موبد بزرگ زرتشتی) در کتیبه‌ی سرمشهد، سطر ۲۹-۳۰ گویای این است که پیروان ادیان غیر زرتشتی ایران به شدت توسط موبدان سرکوب شدند و مجبور به پذیرش دین زرتشتی شدند اما موبدان در این قضیه چندان موفق نشدند.

سند : مری بویس، همان، ص ۱۴۱ استاد عبدالحسین زرینکوب در کتاب «دو قرن سکوت» اشاره می‌کند که بسیاری از خاندان‌های نامدار ایرانی در عصر ساسانیان، دین زرتشتی را رها کرده و به آیین های دیگر گرویده بودند . (عبدالحسین زرینکوب، دو قرن سکوت، تهران: انتشارات سخن، ۱۳۸۱. ص ۲۷۹) ایشان ضعف روحانی و عقیدتی آیین زرتشتی رو عامل گرایش مردم به ادیان دیگه میدونستند. (عبدالحسین زرینکوب، همان، ص ۸۱)

نتیجه گیری :

غیر از دین زرتشتی، ۱۰ دسته دین و آیین دیگه هم در ایران باستان وجود داشت. پس خیلی از مردم ایران زرتشتی نبودند. با توجه به اینکه پیروان مانویت و مزدکیها دائماً در حال تغییر مکان بودند (فرار از تعقیب و آزار موبدان) و از طرفی این ادیان دائم در حال گسترش بودند و حتی مثلا ًمسیحیت تا نزدیک پایتخت هم رسید و بودایی گری تا خراسان ! به همین دلیل برای سیال و متحرک بودن مرزهای دینی نمیشه نقشه واحدی تعریف کرد.

پایان جلسه دوم …

 

درباره faez

دوباره امتحان کنید

درباره ما

موسسه علمی فرهنگی باورباران با کادری توانمند از اساتید محققان و پژوهشگران در حوزه های …

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked

به کانال باور باران بپیوندید


کلیک کنید